واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
953
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نمىداد . چنگيز خان نيز مانند ديگر جهانگشايان حاضر بود ، اگر براى تحكيم قدرت خويش ضرورى مىشمرد ، مردم را هزار هزار نابود سازد . ولى در هيچ يك از اعمال وى - اعمالى كه اطلاع كمابيش موثقى دربارهء آن در دست مىباشد - نشانى از آن قساوت بيهوده و خودكامانهاى كه به حكم جلال الدين در مورد اسيران مغول اعمال شده بوده ديده نمىشود . سياحان غالبا به تضادى كه ميان شور و جنب و جوش طبيعى آن مرد وحشى از يك طرف و كوشش وى براى پنهان داشتن احساسات خويش در برابر بيگانگان از سوى ديگر وجود داشته اشاره مىكنند و مىگويند كه منظور وى از اختفاى احساسات اين بوده . كه به شأن و شايستگى او در نظر غير لطمهاى وارد نيايد . براى بازماندگان و اخلاف چنگيز خان هيچ حظ و لذت غير قابل وصول وجود نداشته و همه در برابرشان سر تعظيم فرود مىآوردند و بدين سبب ، چه در استفاده از لذايذ زندگى و چه در امر حفظ شأن و مقام خويش راه افراط مىپيمودند . در ميان ايشان سلاطينى را مىبينيم كه هرگز تبسمى بر لب نياورده فقط تابعان خويش را به وحشت و هراس مىافكندند ( مثل جغتاى و كيوك ) « 1 » برخى ديگر به متابعت از شور و حرارت طبيعى صحرانشينى بيش از هر چيز مىكوشيدند زندگى كنند و به ديگران امكان زندگى دهند . اينان هريك از اتباع خويش را با خوشروئى مىپذيرفتند و با رفتار و گشاددستى خود همهء قلوب را جلب مىكردند و مانند سارداناپال بايرون در برابر ديدگان عموم به عيش و نوش مىپرداختند - عيش و نوشى كه به صحنههاى فسق و فجور مبدل مىگشت و مقام
--> ( 1 ) - دربارهء خود سيرت كيوك رجوع شود به پلانو كارپينى ، چاپ بيزلى ، 127 ؛ ( ترجمهء مالئين ، 59 - 58 ) ؛ جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 213 ؛ رشيد الدين ، چاپ بلوشه ، 252 و بعد .